|
من مجید رها هستم دانشجویی ترمه ۴ رشته کامپیوتر؟ دوست نداشتم که این مطالب تویی پروفایل باشه پس بنابراین ....
دوست دارم همه بدونم که من اصلا اهل دورغ نیستم .پس خیلی بیشتر میخوام از خودم صحبت کنم ؟ ما در جنوب شهر تهران زندگی می کنیم(نازی اباد) من تویی زندگی یک نفر را دوست داشتم اون هم دوره دبیرستان بود .که دیگه اصلا اونوندیدم حالا دختر محله زیاد تکیه به من میگن که من محل نمیدم................. دختری تویی محله ما هست که منو خیلی دوست داره ولی من اصلا به اون توجهی ندارم نمیدونم ؟ تازه نمیدونم که چرا چند روزه من خیلی پرغرور شدم حالا می ترسم که مشکل پیش بیاد ؟ به قول دکتر شریعتی اگر غرور نبود چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتندو ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان جستجو نمی کردیم اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم با اولین خمیازه به خواب می رفتیم. من هرروز فکر می کنم دچار گناه بزرگی شدم که خدا منو نمی بخشه شاید خدا منو دوست نداره چون تویی خونه من با کسی کار ندارم کسی هم با من کاری نداره تویی پست قبلی گفتم هیچ کس منو درک نمیکنه حتی بهترین دوستم علی رضا که دیگه در بین ما نیست حالااز این جریان بگذریم بابا من همیشه میگه دوست دارم با دختری که به انتخاب من هست ازدواج كنی من میگم نه؟ من دوست دارم دختر موردعلاقمو خودم انتخاب كنم. نمیدونم شاید بتونم پیدا کنم شاید هم نه ؟ همیشه از خدا خواستم که همه مردم ایران در هر کجایی هستند سالم باشند راجع به وبلاگ من که بازم میگم که چون فقط امام حسین دارم بنا کردم که این جوری باشه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 14:47  توسط مجید رها
|
زیباترین جمله که گفتی چی بوده؟
اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش خدایا منو ببخش! یعنی منو می بخشی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 8:22  توسط مجید رها
|
التماس دعا
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 15:42  توسط مجید رها
|
من یک پسر۲۳ ساله هستم. وشایدعقایدمن با بعضی از ادم ها فرق کنه! قول دادم همیشه به خودم که
پسر خوبی باشم وهستم ؟اگرهم می بینید وبلاگ من این سبک هست چون خیلی به امام حسین اعتقاد خاصی دارم. شاید ظاهره من با بعضی از ادم فرق کنه چون تیپ fashion می زنم همه جوری دیگه به من نگاه میکنند وقتی از دانشگاه به سمت خونه میام مردم خیلی چیزها پشت سر من (فقط) میگن و از خیلی ها شنیدم که چرا پسر فلانی اینجوری می گرده بابا به این خوبی پسراین خرابی مگه من چیکار کردم؟ من به خودش قول دادم که پسر خوبی باشم تورو خدا راهنمایی منو کنید
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 11:37  توسط مجید رها
|
گیوه ها را كندم و نشستم پاها در آب
شايد آن روز كه سهراب نوشت
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 20:10  توسط مجید رها
|
خواهش می شود نظر خود را بگویید
|